اين دستگاه ها اقدامات خود را در پوشش بنياد ها و مؤسسات به ظاهر فرهنگي و مطالعاتي همچون بنياد "البرت انيشتين" ، "مؤسسه اعطاي کمک هاي ملي براي دموکراسي"(NED) ، "مؤسسه ايالات متحده براي صلح" (USIP) و ده ها مجوعه زنجيره اي ديگر به انجام مي رسانند .
بهره برداري از شبکه هاي رسانه اي چون صداي آمريکا (VOA)، بي بي سي (BBC) ، راديو فردا، سي ان ان (CNN) و فنآوري هاي نوين سايبرنتيک اقدام ديگري است که اين سازمانها با هدف شکل دهي افکار عمومي در راستاي يک موضوع خاص همچون تقلب در انتخابات در دستور کار خود قرار مي دهند.
سخنان "هيلاري کلينتون" وزير امور خارجه آمريکا درگفتگوي با شبکه خبري سي ان ان (CNN) در خصوص نقش اين کشور در کمک به معترضان انتخابات22 خرداد به ويژه آنجايي که مي گويد: « ما مي دانستيم که اگر خيلي زود و شديد ورود کنيم، حکومت ايران سعي مي کند از ما براي متحد کردن کشور عليه معترضان استفاده کند. بدين ترتيب ما پشت پرده کار مي کرديم. ما کارهاي زيادي مي کرديم تا بدون اينکه سر راه واقع شويم، واقعاً به معترضان قدرت ببخشيم. ما به حمايت لفظي و پشتيباني از مخالفان ادامه مي دهيم.» از حقيقت برنامه ريزي چند ساله اين دستگاه ها براي انجام عملياتي چند لايه به منظور کودتايي نرم بر عليه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران پرده برمي دارد.
اعترافات حسين رسام (تحليلگر ارشد سفارت انگليس) در خصوص ارتباط مستمر ستاد ميرحسين موسوي و کروبي با سفارت انگلستان و معرفي چهره هايي چون عطريانفر، ليلاز و شمسالواعظين به عنوان حلقه هاي اصلي اين ارتباط و افشاء اقداماتي از قبيل برگزاري جلسات مستمر با اعضاء حزب اعتماد ملي و برخي از فعالان سياسي، قومي، نمايندگان احزاب، اقليتهاي مذهبي و تشکلهاي غير دولتي (NGO) و کمک 300 هزار پوندي به اين تشکل ها در کنار شناسايي و جذب نخبگان از طريق اعطاي بورسيه به منظور بستر سازي براي جاسوسي علمي و صنعتي و ده ها اقدام ديگر، تنها بخشي از زواياي پنهان طرحي است که با نظارت مستقيم وزارت امور خارجه انگليس و همکاري آمريکا عليه امنيت ملي کشور صورت پذيرفته است.
اکنون، با گذشت زمان و کمتر شدن غبار فتنه هاي خواص مردود شده در امتحان انتخابات دهم، زواياي پنهان ارتباطات اشخاص و جريانات مدعي اصلاح طلبي با دشمنان قسم خورده ملت ايران معلوم گرديده است. مي توان با تشبيه انقلاب اسلامي ايران به يک کشتي و دشمنان آن به دزدان دريايي اين سئوال اساسي را مطرح کرد که چه کساني کشتي را سوراخ مي کند؟
آنچه که مي توان در پاسخ به اين پرسش تصور کرد اين است که سرنشينان يک کشتي که مي توان از آنان به عنوان «مردم» يک کشور با تمامي نگرش ها و سلايق گوناگون نام برد هيچگاه به سوراخ کردن کشتي که خود بر آن سوارند نمي پردازند، زيرا علي رغم تمام اختلافات احتمالي مي دانند بر اساس تجربه ديگر کشتي ها (عراق، افغانستان، پاکستان) اين دزدان دريايي اند (جريان سلطه بين المللي به رهبري آمريکا) که در کمين فرصتي براي به تاراج بردن تمامي دستاوردها، دارايي ها و سرمايه آنان مي باشند.
و تنها دو گزينه دشمن خارجي از بيرون ( حمله نظامي و براندازي سخت ) و يا عامل نفوذي دشمن از درون کشتي است که ممکن است با اميد آمدن قايق نجاتي از سوي آناني که به او مأموريت داده اند، دست به خيانت عليه مسافران کشتي (مردم يک کشور) بزند.
اينک، با افشاء شدن پشت پرده عواملي که مي خواستند با فرصت انتخابات در لباس خدمه اين کشتي (تصدي مسئوليت قوه مجريه) به خيانت بپردازند اين مسئله اساسي مطرح است که آيا سرنشينان کشتي انقلاب فرصت فرار شبانه با قايقي را به اين عوامل اصلي مي دهند و يا با هوشياري، عوامل اصلي کوتا را به جرم همدستي با دشمنان پيشرفت و سربلندي اين ملت شريف و خيانت به آرمان هاي خون هزاران شهيد به محاکمه دادگاه عدالت مي کشانند؟
هرچند آنان امروز نيز در انديشه هاي مردم ايران محکومند.








مصاحبه - سياسي
